1-یکی از فلاسفه داخلی، در نشستی درباره هنر که دو سال پیش برگزار شده بود، اشاره ای به کتاب «ابتذال شر» هانا آرنت، فیلسوف معاصر داشت که در محاکمه آدولف آیشمان، یکی از افسران جلاد آلمان نازی که نزدیک به 400 هزار یهودی را کشته بود، شخصا شرکت داشت. ایشان می نویسد که آیشمان هیچگونه رذیلت اخلاقی فردی نداشت و فقدان «قدرت تخیل» در وی باعث کشته شدن 400 هزار یهودی شده است. به باور آرنت اگر آیشمان دارای قدرت تخیل بود، میتوانست خود را جای یک مادر یهودی تصور کند که تمام اعضای خانوادهاش را به کورههای آدمسوزی بردهاند، بنابراین از جنایت دست میکشید.2-چندی است که به این نتیجه رسیده ام ما انسان ها، در خودمان قفل هستیم و هیچ چیزی جز خودمان را نمی توانیم درک و فهم کنیم. اگر بخواهیم دیگری را درک و فهم کنیم، راهی نداریم جز اینکه او را بلند کنیم و در ترازوی وجود خودمان قرار دهیم و او را با خود، یکی کنیم.ما فقط یک ترازو و مقیاس برای فهم آنها داریم و آنهم «خودمان» هستیم. دیگران باید به شکل «من» در آیند تا بتوانم یک فهم و تفسیری از حال آنها بدست آورم. معلوم است که این کار، جز از راه تخیل و تصور کردن، ممکن نیست. به میزانی که من موفق شوم که در عالم تخیل، با او یکی شوم، به همان میزان قادر خواهم بود که او را همچون خود، فهم و درک کنم.آن زمانی که می گویم شما را درک می کنم، در واقع دارم شمای درونی شده خودم را
برچسب:
نویسنده: ترانه شریعتی
تاريخ: يکشنبه
15 بهمن
1396 ساعت: 1:10